X
تبلیغات
عشق فقط عشق به خدا
عشق فقط عشق به خدا
همه چيز و همه رنگ مثل عشق
قالب وبلاگ

اين اتفاق مربوط به چند روز پيش است ولي ابن خبر رو امروز ارسال ميكنم چون توانستم تا امروز اطلاعات كامل را جمع آوري كنم....

1- چند روز پيش نوزادي به دليل نبود شيشه نگهداري نوزاد در بيمارستان جانش را از دست داد و هيچ مسولي پاسخگو نبود ...
قبل از پرپر شدن اين نوزاد هم زماني كه خانواده متوفي در پي پزشك كودكان بودن آقاي دكتر صادقي كه گفتن من وقت ندارم و نميايم و بعد از اين پزشك غير متعهد آقاي دكتر كشاورز با هزار التماس نوزاد را معاينه ميكند و دستور ميدهد سريعن در شيشه نگهداري شود ولي افسوس كه .... و بعد از چند ساعت نوزاد تازه شكفته پر پر ميشود ....

2- حال بشنويد از مادر بيمار - خانم پس از عمل سزارين دچار سر درد و عدم ثبات فشار خون ميشود ولي با اين اوضاع احوال هيچ خبري از پزشك نبوده و فقط خانم دكتر يوسفي كه اين عمل را انجام داده بودن 2-3 باري تلفني به پرستاران در مورد بيمار صحبت كردن با ديدن اين اوضاع خانواده بيمار به آقاي دكتر حلالخور - جراح- مراجعه ميكنند و دكتر حلالخور اين بانو را معاينه ميكنن و دستورات لازم را ميدهد ولي وقتي خانم دكتر يوسفي از اين موضوع با خبر ميشود عصباني ميشود و عدم پذيرش بيمار را اعلام ميكند..
پس از اين اوصاف خانواده بيمار را به بندر عباس انتقال ميدهند.....

دوستان و همشهريان عزيز امروز اين خانواده داغدار شدند ...
از كجا معلوم فردا نوبت من و شما نباشد ....
تا كي ميخواهيم شاهد پرپر شدن عزيزانمان در اين كشتارگاه باشيم ...
تا كي ميخواهيم بي كفايتي مسولين بهداشت و پزشكي قشم را شاهد باشيم و سكوت كنيم ...

[ دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 ] [ 18:8 ] [ ابوعصام ] [ ]

                                    

به جرات مي توان گفت، در سرتاسر سواحل خليج فارس و حتي درياي عمان كمتر بندر و يا جزيره اي است كه مثل قشم داراي شناسنامه اي با اين همه نام و نشان و عنوان بوده باشد.

اين تعداد نامها، نشانه بارز اهميت جزيره قشم و نيز نمودار كامل تغييرات و تحولات و حوادث بسياري اشت كه در طول تاريخ در وجب وجب خاك اين جزيره صورت گرفته است.


ادامه مطلب
[ یکشنبه هشتم بهمن 1391 ] [ 21:46 ] [ ابوعصام ] [ ]
من واقعا نمی دانم که چرا ما ایرانی ها که کله پاچه را با همه مخلفاتش که به نظر اکثر مردم دنیا اصلا چیز جالبی نمی آید می خوریم، اما مثلا به کله ماهی گیلک ها یا سوسمار عرب ها گیر می دهیم و مغزمان هم فقط همین را می گیرد. مطمئنم که ما با مردم سوریه و لبنان خیلی مشکل نداریم، و آنها را جزو سوسمارخورها حساب نمی کنیم، در حالی که حکومت امارات یا عربستان هر چه که باشد، یا مردمش هر چه که باشند، حداقل یک کشور تمیز و مرتب دارند.

قسمتهاي از مقاله *ابراهيم نبوي *

البته که اعراب در 1400 سال قبل به ایران حمله کردند و خیلی ها را هم کشتند، الهی داغ شان به دل مادرشان بیاید، ولی چرا حالا یادمان افتاده؟ از آن واقعه 1400 سال گذشته است. نه آن عرب این عرب است، نه این ایرانی آن ایرانی. اگر به عنوان شیعه از ظلمی که به ائمه توسط اعراب رفت ناراحتیم، که بیجا می کنیم، ائمه از بیخ عرب بودند، عبیدالله زیاد هم که امام حسین را به شهادت رساند، می گویند ایرانی بود.

البته نادرشاه که ما خیلی دوستش داریم و اگر وقت پیدا می کنیم به رشادت و دلیری اش افتخار هم می کنیم لابد انساندوست بوده و به خصوص به حقوق باکرگان توجهی مبسوط داشته است، باز خدا را هزار بار شکر که ما متجاوز نیستیم، اصلا کی بود حمله کرد به هند؟ ما که نبودیم؟ بودیم؟ جواهرات سلطنتی را خودمان از توی جوب آب پیدا کردیم. تازه! اگر هم نادرشاه حمله کرده 400 سال قبل بوده، به ما ربطی ندارد. ما فقط در مورد 1400 سال قبل حساسیت داریم، مغولها هم حالا یک غلطی کردند، اصلا تخم ترکه ای نگذاشتند و در خون ما اثری از آن ها نیست، این ها هشتصد سال قبل آمدند و زدند و کشتند و سوختند و بعد هم رفتند. وگرنه ما که خودمان اصلا از این کارها نمی کنیم. مثلا همین آقای آقامحمدخان قاجار، حالا چند تا سر برید و چند تا چشم درآورد، حالا که مرده، آدم پشت سر مرده ایرانی حرف نمی زند. فقط پشت سر مرده عرب باید حرف بزنیم. مرده عرب و زنده افغانی. همین عرب ها 1400 سال قبل چه برخورد بدی با ما کردند؟ در عوض ما الآن چه برخورد خوبی با افغانی ها می کنیم؟ به آنها می گوئیم دزد و هیز و وحشی و عمله و هزار حرف دیگر. چه کنیم؟ مائی که از کوروش و داریوش نسب برده ایم و تا پریروز نسبنامه درست می کردیم که به اامام جعفر صادق مربوطمان کند با هشت پشت، اما حالا نسبنامه هائی یافته ایم که ما را به داریوش و آتوسا و ماندانا می رساند، مبادا با آخوندها فامیل باشیم.

[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 18:13 ] [ ابوعصام ] [ ]

مرحوم سيد حسين عابدي در سال 1281 شمسي در (( خلور )) از توابع صحراي باغ لارستان متولد بو و تحصيلات ابتدايي خو نه مدرسه جاويد بندرعباس شروع ايكه ولي به دليل درگذشت پدر بزرگوارش و سنگيني مخارج ، موفق به ادامه تحصيل نبو و مجبور بو پيش يكي از بازاريون كار بكنت و بعد از اون براي تجارت به هندوستان رفت وقتي از هندوستان برگشت براي يادگيري علوم ديني راهي جاسك بو و بعد از اتمام دانش فقهي به امامت جماعت جاسك منصوب بو.
از اونجا كه هنوز جوون هسته و خدمت سربازي نرفته به بندرعباس هوند و وارد خدمت آموزشي بو و در سال 1321 شمسي نماينده فرهنگ قشم بو و خدمات چشمگيري به مردم قشم ايكه
جناب عابدي قاري قرآن و امين مردم قشم هسته

و در سال 1354  هنگام گفتن اذان صبح در مسجد دار دنيا وداع ايگفت.....


روحش شاد و يادش گرامي

[ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ] [ 23:39 ] [ ابوعصام ] [ ]

تاقبل از سال 1303 هجري شمسي مردم قشم به صورت سنتي سواد دار بودن و داخه مكتبخونه اون سواد خوندن و نوشتن ياد شگفتن...
تا ايكه در سال 1303 هجري شمسي * آقاي حكمت رئيس اداره معارف بندر و جزاير با هم فكري حكمران بوشهر ........

عكس از محمد شريف عابدي مربوط به دبستان طبل 35نزديك به سال قبل



ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ] [ 23:36 ] [ ابوعصام ] [ ]

ماما فداي تو بشم * دور از عزاي تو بشم

يادم اتات روزي تاگو * مه دست از چوك خو ناكشم

ماما بيا ماما بيا از قفس آزادم بكن * ماما بيا ماما بيا از قفس آزادم بكن

 

شيره جونت مامكي * بين مومون خودت تكي

دعا به جون مه تاكه * بلا از سر مه شاجكي

ماما بيا ماما بيا از قفس آزادم بكن * ماما بيا ماما بيا از قفس آزادم بكن

 

بگو خدا مي چوك خو * از تو موا محبوب خو

با اي دعا دردم بو خلاص* پا تو انستم رو چشم خو

ماما بيا ماما بيا از قفس آزادم بكن * ماما بيا ماما بيا از قفس آزادم بكن

 

مه نكشيدم انتظار * تا كي نامه يار

مادر تو يار خوبمي * نامه آزاديم بيار

اي موم بيا اي موم بيا از قفس آزادم بكن * اي موم بيا از قفس آزادم بكن

[ دوشنبه نوزدهم تیر 1391 ] [ 20:30 ] [ ابوعصام ] [ ]

ضربه خوردیم و شکستیم و نگفتیم چرا؟ 

ما دهان از گله بستیم و نگفتیم چرا؟ 

جای "بنشین" و "بفرما" "بتمرگی" گفتند ما شنیدیم و نشستیم و نگفتیم چرا؟

 "تو" نگفتیم و "شمایی" نشنیدیم هنوز ساده مثل کف دستیم و نگفتیم چرا؟ 

دل سپردیم به آن "دال" سر دشمن و دوست دشمن و دوست پرستیم و نگفتیم چرا؟

 چه "چراها" که شنیدیم و ندانیم چرا ما همین بوده و هستیم و نگفتیم چرا؟

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 19:8 ] [ ابوعصام ] [ ]
والدین از لحظه‌ای كه كودك به دنیا می‌آید و حتی قبل از تولد او را دوست دارند اما گاهی به دلیل عدم‌آگاهی یا عدم‌تمایل به انعطاف، علاقه فرزندان را از دست می‌دهند.به طوری كه حتی برخی فرزندان از والدین رنجش و دلخوری‌های زیادی دارند.
دقت داشته باشید فرزندان در صورتی كه نیازهای آنها تأمین نشود، نه تنها عشق والدین را حس نمی‌كنند بلكه تمایل به دوری در آنها ایجاد می‌شود.
فرزندان به دنبال تأمین نیازهای خود هستند. هرچه بزرگ‌تر می‌شوند، انتظارات و نیازهای آنها نیز نمایان‌تر می‌شود. اگر پدر و مادر بدرستی آنها را درك نكنند و نیازهای عاطفی و مادی آنها تأمین نشود و محدودیت‌هایی را برای آنها مقرر كنند، نارضایتی فرزند آغاز می‌شود. آنها انتظار دارند والدین در هر صورت به رشد شخصیتی آنها نیز اهمیت بدهند.
علت دیگر دوری فرزندان از والدین، شرایطی است كه والدین برای آنها فراهم می‌كنند. همان‌طور كه فرزندان در محیط بیرون تأثیرپذیر هستند، شرایط و جو منزل هم بر آنها موثر است. خیلی از والدین، با بحث و جدل و استرس‌های متوالی در منزل، فرزند را تحت فشار روحی قرار می‌دهند. با این اوضاع آنها نمی‌توانند بدرستی بر درس یا فعالیت‌های مفید خود در منزل تمركز كنند. همچنین باوجود شرایط نه چندان مناسب محیط بیرون از منزل، همچون افراد و دوستان ناباب كه آنها را همیشه به راه خطا می‌كشانند، نباید فرزند خود را در تنگنا بگذارید چون در این حالت است كه اهانت و بی‌حرمتی به والدین، از جانب او آغاز می‌شود و آنها را اشخاصی خودخواه و بدون ملاحظه می‌خواند.

ایجاد رابطه‌ای محبت‌آمیز در مواردی ساده است، ولی زمان می‌برد. شما برای ایجاد عاطفه و محبت با فرزندان خود همواره باید صبور باشید. به آنها عشق بورزید، برای آنها وقت بگذارید و آنها را درك كنید. به صحبت‌های آنها گوش فرا دهید. آنها را تشویق كنید در این راه از هیچ كمكی دریغ نكنید. آنها را در پیشرفت  و به سرانجام رسیدن اهدافشان یاری كنید. بكوشید شرایطی را فراهم آورید كه رشد شخصیتی آنها در جهتی مثبت ادامه یابد.
وقتی فرزندتان به حمایت، گوش‌های شنوا و در مواردی شانه‌های شما برای گریه كردن نیاز دارد‌ اما شما سعی می‌كنید با فاصله گرفتن از او وی را كنترل كنید، هرگز انتظار نداشته باشید كه عشق شما را درك كند و احساسی متقابل داشته باشد! 

منبع: نورپرتال

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:29 ] [ ابوعصام ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هُو بَس، ...
ما بقی هَوَس ...
و انقَطَعَ النَفَس
موضوعات وب
امکانات وب
http://www.sunnatonline.com/wp-content/themes/sunnatonline3/images/omar-farogh.gif