نامهاي جزيره

 

به جرات مي توان گفت، در سرتاسر سواحل خليج فارس و حتي درياي عمان كمتر بندر و يا جزيره اي است كه مثل قشم داراي شناسنامه اي با اين همه نام و نشان و عنوان بوده باشد.

اين تعداد نامها، نشانه بارز اهميت جزيره قشم و نيز نمودار كامل تغييرات و تحولات و حوادث بسياري اشت كه در طول تاريخ در وجب وجب خاك اين جزيره صورت گرفته است.

 

1- قشم Qeshm  در لغت نامه دهخدا به معاني زير آمده است:

سرشت كه مردم بر آن آفريده ، طبيعت، آبراهه تنگ در رودبار يا در زمين يا آبراهه مطلق، تن و پيكر، جسم ، گوشت پخته، سرخ شده ، پيه ، ين و نژاد، اصل، حال و هيات.

در ميان معاني بالا طبيعت به خاطر زيبايي هاي طبيعي و بهشت گونه جزيره قشم و آبراهه به سبب وجود سيل و آبراه هاي سيل آسا كه در جزيره بوحود آمده است، بيشتر مناسب جزيره قشم امروزي است.

 

2- كسم: اين تنها نام جزيره كنوني قشم در دوران هخامنشي و حملات اسكندر به مشرق زمين است ... در لغت نامه عرب معاني متعددي دارد كه از آن جمله به معناي خاكي است كه در آن گياهان زياد رويد.

 

3- كشم: چيزي كه در آفرينش آن نقصي داشته باشد و نيز مهناي بريده شده از اصل خود  بيان شده است.

 

4- آراراكتا: سفرنامه نئاركوس سردار اسكندر كه در كتاب آريان(تاريخ نويس يوناني) نقل شده است، شايد قديمي ترين ماخذي باشد كه به نام يوناني جزيره قشم اشاره شده است .

 

5- لار: ميتوان گفت نام لارك و لارستان از اين نام سرچشمه گرفته است، در كتاب كشته خويش در بحث شاهنامه در جنوب در دوجا به اسم لار اشاره شده است ...

جزيره اللار جز كوره اردشير خوره ساساني و جز ولاميش ماهينگ هخامنشي بوده است.

 

6- جزيره لافت: نگارنده معجم مي گويد : جزيره كاوان كه آن را لافت نيز ميگويند جزيره بزرگي است در درياي فارس.

سديد السلطنه نيز در ( نخبه - الدهر) در سال 1806 ميلادي قشم را لافت خوانده است

موسسه كارتوگرافي سحاب، در نقشه هاي مربوط به دوره سلجوقيان و صفويه اين جزيره را به نام لافت آورده اند.

 

7- جزيره قاسمي: طايفه كوچكي از اعراب بني معين ساكن عربستان به علت اختلاف با دولت مركزي به حالت قهر وطن خود را ترك كرده و بوسيله كشتي به جزيره قشم امده و اينجا سكنا گذيدن. رييس اين قبيله مهاجر شخصي به نام قاسم بوده  از همين رو در همان زمان جزيره به نام جزيره قاسمي و سپس به نام جسم  مشهور شد و تا كنون در ميان مردم عرب زبان به اين اسم شهرت دارد.

 

8- باسعدو- باسعيدو : هنگامي كه باسعيدو مركز فرمانروايي و حكومت جزيره بوده است جزيره را به اعتبار آن باسعيدو نام گذاري كردن.

 

9- كيش: چون جزيره از نظر شكل شبيه تركش و تردان مي باشد  پيشينيان ما به آن كيش نيز ميگفتن .....